ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

29

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ثبات نيافته است وما آن أمور را چه آنها كه خير ويا شر بودنشان بر ما معلوم است وچه آنها كه معلوم نيست برشمرديم يعنى آفرينش دنيا ممكن نبوده است ، مگر بر منوالى كه هست با همان خيرى كه مقصود با لذّات است وشرّى كه مقصود بالعرض است ، وضرورت كيفر اشخاص به خاطر گناهانى كه مرتكب مىشوند در عالم قيامت ، گناهان همان شرّها است - به طورى كه در جاى خود ثابت شده است - كه ملازم با همان صورتهاى مادّى وصفات پست در دنيا هستند . ( 60994 - 60942 ) وعبارت امام ( ع ) : فان أشكل تا آخر : يعنى اگر در يافتن رازي از اسرار قدر بر تو مشكل شد ، وحكمت آن بر تو مخفى ماند ، نبايد تصور كنى كه آن خالى از حكمت است ، بلكه آن را بر ناداني خود حمل كن ! زيرا تو در آغاز آفرينش خود نادان بودى سپس دانا شدى ، چنان كه خداى متعال فرموده است : وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً « 9 » . كلمهء اوّل : منصوب است چون ظرف است ، وجاهلا منصوب است بنا بر آن كه حال مىباشد . واوّل به صورت مرفوع به عنوان مبتدأ وجاهل هم مرفوع وخبر مبتدأ ، نيز نقل شده است . سپس أو را متوجّه أمور زيادى كرده است كه در آغاز نسبت به آنها جاهل بوده وبعد آنها را درك كرده است تا وى أموري را كه حكمت آن را هنوز دريافت نكرده است همانند آنها قرار دهد . [ يعنى روزى حكمت اين أمور را هم درك خواهد كرد ] . وبعد به أو فرمان داده كه به خدا توكّل كند ودر كارهايش به أو پناه ببرد ، وبندگى أو را به جا آورد وتوجه قلبي ودلبستگىاش به أو باشد زيرا أو

--> ( 9 ) سوره نحل ( 16 ) آية ( 78 ) يعنى : خداوند شما را از مادرانتان متولد ساخت در حالي كه چيزى نمىدانستيد .